برابرهای واژه به سراغ به پارسی
جستن واژهای دیگربه سراغ
برابرهای پارسی
بهسویِ، از پیِ، بهدنبالِ
واژه «به سراغ» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بهسویِ، از پیِ، بهدنبالِ» میباشد.
به جای «به سراغ» بگوییم «بهسویِ، از پیِ، بهدنبالِ»
برابرها در شاهنامه
از پی
نه برگردی از نیک پی همرهان
خورش ساختند از پی اژدها
ببرم پی از خاک جادوستان
از آن نیک پی پور با فرهی
بد آمد پدید از پی تاج و تخت
بهسوی
به سوی فریدون نهادند روی
به سوی فریدون نهادند روی
به سوی هنر گشتمش مهرجوی
به سوی شهنشاه بنهاد روی
به سوی دهستان نهادند روی
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: بِخُدا